راهنمای جامع گاهی احساس کنم باید بنویسم ؛ بررسی کامل و نکات کلیدی
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 14:15
گاهی احساس می کنم که باید بنویسمدر ادامه، به بررسی نکات و جزئیات مرتبط با گاهی احساس می کنم که باید بنویسم میپردازیم. داشتم می اظهار داشتم! احساس کردم که باید بنویسم، (همون احساسی که غالباً ساعت دو، سه شب به بعد بهم دست می ده. ) اما فقط احساس کردم که باید نوشت، طرح و هدف مشخص واسه این پست توی...داش...
معرفی کامل تمرین ِ رقص آواز شریف ؛ زمان پخش و جزئیات کامل
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 14:15
تمرین ِ رقص و آواز در شریف!در این مطلب، به پرسشهای رایج درباره تمرین ِ رقص و آواز در شریف! نیز پرداختهایم. لطفا اول این خبر را در خبر گزاری "جهان نیوز" بخوانید ------> لینک ِ خبریادم هست وقتی همه ی خبر گزاری ها از تجمعات و تظاهرات در شریف مینوشتند به آرش تبیین دادم چه قدر هیجان...لطفا اول این خبر ...
آخرین جزئیات قهوه شیرین ؛ بررسی کامل و نکات کلیدی
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 14:15
قهوه شیریندر این مطلب، نگاهی دقیقتر به قهوه شیرین خواهیم داشت. این چند وقته اخیر خیلی صحبت درباره قهوه تلخ زیاد بود.هر کوی برزنی که میری دربارش صحبت میکنن.همیشه بحث داغی بین افراد بوده که بخریم و فرهنگی بازی در بیاربیم یا نخریمش و مثه همیشه...این چند وقته اخیر خیلی صحبت درباره قهوه تلخ زیاد بود.هر ...
آموزش کامل میز بدم آقا ؛ نکات مهم و توضیحات کامل
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 14:15
میز بدم آقا؟ آقا میز؟در ادامه، نکات کلیدی درباره میز بدم آقا؟ آقا میز؟ را بررسی خواهیم کرد. یکشنبه بیست و نهم اسفند ۸۹ . پنج سال و خورده ای پیش. کاری ندارم به این که الان هشت نفر روم ۳۸ هر کدومشون کجان و چیکار می کنن. حائز اهمیت نیست که پراکندگی جغرافیاییشون چطوره و ......یکشنبه بیست و نهم اسفند ۸۹ ...
جدیدترین مطالب خط زندگی ؛ آخرین مطالب و اطلاعات جدید
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 14:15
خط زندگیبا مطالعه این مطلب، دید بهتری نسبت به خط زندگی خواهید داشت. گاهی وقتها ساعت ظهر را مشخص میکند ولی برای تو هنوز صبح است. مخصوصا اگر شنبهای بارانی باشد و تازه از خواب بیدار شده باشی. لیوان چایی ات را با شک و تردید سر میکشی. قرار است چای...گاهی وقتها ساعت ظهر را مشخص میکند ولی برای تو هنو...
بهروزرسانی وضعیت موجود
-
تاریخ: 1399/10/23 ساعت: 12:16
ساعت حدود ۹ شب است. بچههای اتاق شماره ۳۸ خوبند. حداقل از ۵ نفر از ۸ نفرمان خبر دارم. بقیه هم حتما خوبند. + نوشته شده توسط دانیال در جمعه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۹ و ساعت 23:25 |
خط زندگی
-
تاریخ: 1399/10/23 ساعت: 12:16
گاهی وقتها ساعت ظهر را نشان میدهد ولی برای تو هنوز صبح است. مخصوصا اگر شنبهای بارانی باشد و تازه از خواب بیدار شده باشی. لیوان چایی ات را با شک و تردید سر میکشی. قرار است چای سیاه با طعم لیمو با
اولين پست من
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 15:14
اولين پست من چقدر خوب مي شد اگه تو زندگي من فقط من بودم. خودِ خودم. يه معادله ي يه متغيره. حلش هم خيلي آسون مي شد. فكر كنم خواهرزاده هام هم بلد باشن. فكر كن.خودت باشي و خودت. اون موقع فقط خودت بودي و خودت. چقدر خوب بود... + نوشته شده توسط روح اله در سه شنبه سوم فروردین ۱۳۸۹ و ساعت 12:24 |
اولين پست من
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 10:39
چقدر خوب مي شد اگه تو زندگي من فقط من بودم. خودِ خودم. يه معادله ي يه متغيره. حلش هم خيلي آسون مي شد. فكر كنم خواهرزاده هام هم بلد باشن. فكر كن.خودت باشي و خودت. اون موقع فقط خودت بودي و خودت. چقدر خوب بود...
این روزها . . . دانشگاه
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 10:38
با سلام!میخوام توی نوشتن ِ این پست از back space استفاده نکنم!همه درگیر امتا(امن(امتحان) و کوئیز و میات(میانترم) هستن , جو ِ امتحان در دانشگاه ک(حکومت ) میکنهنشریه چرت ِ صدف هم بسته شده , اینا . . . بی خیالفضاس (فضای) سیاسی کمی تققویت شده , خصوصا با حضور منوچهر متکی , همین امروز. فردا هم یک برنامه ب...
گاهی احساس می کنم که باید بنویسم
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 10:38
احساس کردم که باید بنویسم.فکر کردم که با توجه به استقبال کم نظیری که از پست قبلیم شد(یک نظر!!!) کلاً باید بی خیال وبلاگ بشم! اما فهمیدم که یه مشکلی به وجود اومده بود و پست جدیدم با پست قبلیم توی اینترنت اکسپلورر یکی نشون داده می شدن ولی توی فایرفاکس درست بود! بنابراین کلاً هیچکی ندید پست جدیدمو! -خب...
لعنت به منحنی سینوسی زندگی من
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 10:38
لعنت به منحنی سینوسی زندگی من. اگه شما یادتون میاد که من دو روز یه جور بوده باشم. عمرا. همیشه رفتم بالای بالا. بعدش اومدم پایین. یه مدت این وری.یه مدت اون وری. خسته شدم. ثبات می خوام. جهت.
__̴ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ ̡͌l̡̡̡̡.__
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 10:38
دوست داشتم یه اتاق داشتم. اتاقی که بتونم برم توش، درو ببندم و تنها باشم. برم توش، درو ببندم و -مثلاً- موزیک پلی کنم و هدفونو بِکنم.شایدم -اگه خواستم- یه دو تا پوستر به در و دیوارش زدم.فقط همین!:)
وطن
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 10:38
بابام برمی گرده بهم میگه:"بلیط واسه برگشتت گرفتی؟"(منظورش بلیط تهران به مشهد بود).یه مدت خیره نگاهش می کنم.بعد انگار تازه 2هزاریم افتاده باشه می گم:"منظورتون بلیط رفته دیگه؟"بابام یه نگاه عاقل اندر سفیه بهم می کنه و می گه:"مثل اینکه هنوز وطنت اینجاست ها!"و من هنوز دارم فکر می کنم باید برم یا باید بر...
به مناسبت سالگرد ترک 38
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 10:37
دوران زندگی در اتاق 38 بی شک بهترین دوران زندگی من است. شب بیداری ها، خنده ها، ناراحتی ها، همه و همه. بعد از 38 رفتم 409، بعد 220 و بعد 322 اما 38 چیز دیگری بود. هیچوقت آن دو هفته ای را که مریض بودم فراموش نمی کنم یهو 4 تا فیلم پشت سر هم :دی . این روزها وقتی صدای رینگ تون موبایلم در اون روزها رو می ...
میز بدم آقا؟ آقا میز؟
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 10:37
آخرین بار خودم بودم که چیزی نوشتم اینجا. یکشنبه بیست و نهم اسفند ۸۹ . پنج سال و خورده ای پیش. کاری ندارم به این که الان هشت نفر روم ۳۸ هر کدومشون کجان و چیکار می کنن. مهم نیست که پراکندگی جغرافیاییشون چطوره و ... (خیلی از موضوعات بی اهمیت دیگه که احتمالا بعد گذشت ۵-۶ سال آدم ممکنه فکر کنه که مهمه!) ...